هو الکریم
این "هو ال..." نوشتنها را از علومپزشکیها یاد گرفتم. به جای "به نام خدا" و "بسم الله" و این قبیل آغازها، با "هو الفلان" شروع میکردند. لااقل سمت ما که اینطور بود. حالا اینکه فلانش چه باشد، گاهی غفور بود؛ گاهی قدیر بود و گاهی هم شافی. اما خب من اساساً یک آدم کلاسیکم که از قواعد و قالبهای خودم پیروی میکنم. یک آدم خیلی خیلی کلاسیک. اصرارم بر عوض نکردن قالب بلاگ، عکس بلاگ، بسم الله اول تمام پستهای بلاگ (منهای نافلسفانهها و دیالوگها)، فونت بلاگ، کوفت بلاگ و حتی زهرمار بلاگ بعد از این همه مدت مؤید همین مسئله است. در نتیجه سرِ سوزنی گمان نکنید که من با هو الکریم شروع کردهام.
بسم الله (الکریم)
حقیقت محض این است که تهِ دلم خیلی خوشحالم که کامپوزیتی نشدم. اینکه بروم خودم را خرج ساختهی طبیعی خدا کنم برایم لذتبخشتر است تا اینکه بروم سراغ ابتکارات و مصنوعات انسانی. اینکه با فلزات سرگرم شوم؛ با آلومینیوم زندگی کنم؛ دیوار اتاقم را با ماژیک پر کنم از روابط و قواعد حاکم بر فلزات، حالم را خیلی بهتر میکند. دستکاریهای ما آدمها در طبیعت اولش خوب است. بعدها اما گندش درمیآید.
این به منزلهی تنگنظری و جمود در ایدئولوژیهایم نیست. به معنای پشت پا زدن به سازهی هواپیماهای مدرن نیست. به معنای زیر سؤال بردن تاپسابجکت مقالات این روزها نیست. به معنای هیچ چیز دیگری هم نیست. همهاش فقط عقیده و علاقهی شخصی من است. عقاید و علایق آدمها هم قابل نقد است؛ هم قابل تغییر؛ هم خیلی وقتها غلطِ محض...
ما را در سایت نافلسفانه 007 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142