گفت:
پیلی را آوردند بر سر چشمهای که آب خورَد.
خود را در آب می دید و می رَمید.
پیلبان میپنداشت که از دگران میرمد، نمیدانستکه از خود میرمد.
همه ی اخلاق بد،
از ظلم و کین و حسد و حرص و بی رحمی و کبر،
چون در توست نمی بینی و نمیرنجی؛
چون آن را در دیگری میبینی، می رمی و می رنجی.../
(مولوی؛ فیه ما فیه)
درد می کنه؛
خیلی
خیلی
الحمدلله؛
خیلی
خیلی
خیلی...
بسم الله
ما هیچیم
و در این که هیچیم، هیچیم
و در این که هیچیم، هیچِ هیچیم
و در این که هیچِ هیچیم، هیچِ هیچِ هیچیم...
اگر موجودیتی برای خود قائلیم، نه برای آن است کهنفسی می کشیم، می گوییم، می شنویم، می خوریم، تصمیم می گیریم، عبادت ناچیزی میکنیم و...
تنها منشأ موجودیت ما در محبت بی حدی است که ازعمق قلوب ما نثار وجود مقدس مادری پهلو شکسته می شود.
و الا هر چه غیر از این باشد هیچ است
و در این که هیچ است، هیچ است
و در این که هیچ است، هیچِ هیچ است
و در این که هیچِ هیچ است، هیچِ هیچِ هیچ است؛
والسلام
+سلام دنیای آدم ها؛
خداحافظ دنیای دیوانه ها...
ما را در سایت نافلسفانه 007 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82