امید ن.

خرید بک لینک

باسمه تعالی
این پست صرفا برای جناب "امید ن." است و ارزش دیگری ندارد.

آقای امید ن.
به دلایل زیر، لازم نیست روزانه دو الی سه بار، اوقات شریفتان را صرف چک کردن وبلاگ این حقیر بنمایید:

1. اینجا وبلاگ یک منافق سیاست مدار است و حیف است که یک مؤمن عمرش را صرف خواندن نوشته های سیاستمدارانه ی یک منافق بکند!

2. برخلاف ادعای آن شبتان در امامزاده اسحاق، بنده هیچ گاه آدرس وبلاگم را در اختیار شما قرار نداده ام و نگفته ام که هر از گاهی به وبلاگم سر بزنید! اگر خاطر شریفتان باشد، ماجرا از این قرار بود که در تابستان و در آن گروه مدیریتی سه نفره ی آن مجموعه فرهنگی، نفر سوم کمی از حالات ما ترسیده بود. من به ایشان اطمینان دادم که هرگز آدم دلواپس بسیجی مسلکی نیستم که راه بیفتم در خیابان ها و عقده گشایی کنم. برای این که ایشان مطمئن شوند، آدرس وبلاگم را در مقابل نگاه های فضول شما نوشتم و به ایشان گفتم می توانند بروند داخل وبلاگ و عقاید چندساله مرا مطالعه کنند و خیالشان راحت شود. اگر می دانستم شما آدرس بلاگ را ذخیره می کنید و مدام جهت سرکشی به امور یک منافق آن را زیر و رو می نمایید، به طور خصوصی آن را به ایشان می دادم که مصدع اوقات شریف شما نشوم. لازم به ذکر است که من آدرس بلاگم را به دوستان 15 ساله ام همچون جواد و حسین و حمید هم نداده ام. پس دلیلی ندارد که توی امامزاده اسحاق بگویید من خودم دو دستی آدرس بلاگ را به یک نفر مثل شما که چند ماه است وارد زندگی ام شده تقدیم کردم. این که آن شب چرت گفتنتان را به رویتان نیاوردم، دلیل بر این نیست که چرت نگفته باشید!

3. ما مدت ها بود که هیچ حرفی از شما در جمع هایمان نزده بودیم و قصد نداشتیم و نداریم که خودمان را در آخرت مدیون یک نفر مثل شما بکنیم! اما از آن جا که حضرتعالی با یک ذهن مؤمنانه، پست های ما را تحلیل می کنید و در این میان ممکن است بخش هایی از نوشته های خصوصی ما را اشتباها به خودتان بگیرید، برایش تحلیل بیاورید و بعد بروید اعصاب همه مان را به هم بریزید، توصیه می کنم که به هیچ عنوان سراغ وبلاگ ما نیایید! ما مدت هاست که شما را در حدی نمی بینیم که بخواهیم درموردتان فکر کنیم یا پست بنویسیم. این پست و دو پست قبلترش را هم نوشتیم که خیرتان از سرمان کم شود!!!

4. این که به کسی که به شما تهمت نزده، شما را قضاوت نکرده و غیبتی از شما نداشته است، تهمت و غیبت و قضاوت را در ذهنتان و قلمتان نسبت دهید، خودش می تواند بالقوه تهمت و غیبت و قضاوت باشد. نه این که من آدم بزرگواری باشم، اما جهت این که ریختتان را در دنیا و آخرت نبینم سر پل صراط جلویتان را نمی گیرم. خواهش میکنم شما هم در دنیا و آخرت مزاحم ما نشوید!

5. نمی دانم شرعا می توانم این ادعا را مطرح کنم یا نه. اما بنده راضی نیستم که شما، همسر مکرمتان، جاسوسانتان یا هر وابسته ای به شما به وبلاگم سر بزند. و اگر به این سر زدنتان ادامه بدهید، پست هایم را رمزگذاری خواهم کرد تا پست های منافقانه مان از چشمان مؤمنانه تان در امان باشند؛ و بالعکس! این جا در قسمت مدیریت وبلاگ، آدرس آی پی و مشخصات شما کاملا مشخص می شود در زمان هایی که روی وبلاگ ما خیمه می زنید!

6. بنده حقیر، شخصا نه تنها در مورد شما حرف نمی زنم؛ بلکه شما را از قلب و ذهنم هم بیرون کرده ام. اگر در خیابان هم شما را ببینم سعی می کنم راهم را عوض کنم که مبادا چهره منافقانه ی سیاستمدارانه مان موجب آلایش چهره نورانی مؤمنانه تان گردد. حتی اگر بتوانم بروم یک شوکی چیزی به مغزم وصل کنم که قیافه تان از ذهنم پاک شود، دریغ نمی کنم. اما این که سایر دوستانتان از شما دور شده اند به من ربطی ندارد. اتفاقا اگر می خواست ربط داشته باشد با حرف هایی که در مورد شما زده ام، باید رابطه تان بهتر می شد. ولی اعمال خودتان موجب شد که تقریبا راه بازگشتی نداشته باشید و در قلب دوستان سابقتان منفور شوید. برخلاف حقیر که وضعیت مشابه شما را داشتم، اما با اعمالم دوباره باب دوستی با آن ها را گشودم. پس به جای آن که سوءظن به بنده داشته باشید و در خیالاتتان گمان کنید که بنده سبب انقطاع شما از جمع یارانتان شده ام، به این بیندیشید که اعمال خودتان - مخصوصا واکنش هایتان در ماجرای تلفن پدر حسین - شما را در قلب آن ها منفور نموده است.


7. این چند روز خیلی انرژی مرا گرفتید که جلوی حسین را بگیرم که هر چه دلش خواست بارتان نکند. باعث افتخار یک منافق سیاستمدار است که انرژی اش را صرف حفظ آبروی یک مؤمن کند!

8. مراقب باشید که فضولیتان ایمانتان را نگیرد. نگرانم که از سر فضولی مثل من منافق سیاستمدار شوید! از بس که خوبید...

9. لطفا بروید بیرون!

نافلسفانه 007...

ما را در سایت نافلسفانه 007 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:56

صفحه بندی