جگر عشق (شیر) نداری سفر شیر (عشق) مرو!

خرید بک لینک

بسم الله
یا کاشِفَ الکَرب

از هواپیمایی کشوری که بگذریم، میرسیم به هواپیمایی لشکری! آمریکاییها معتقدند که کاکپیت (همان جهنمدرّهای که خلبان جنگنده در آن مینشید و هواپیما را کنترل میکند) باید خیلی راحت باشد. حتّی اگر ولشان کنی، صندلی خلبان را هم تختشو میکنند که خوشی بزند زیر دل خلبان و از خوشی همان بالا بمیرد! وقتی به طراحانش میگویی چرا؟ میگویند به تو چه! خب طبعاً مجبور میشوی بکوبی در دهان استکبار. پس از کوبش قهرمانانه وقتی بهشان میگویی چرا؟ میگویند چون ما به این معتقدیم که خلبان باید اِنقدر راحت باشد که روی مأموریتش تمرکز کند. حتی مگسهای کابین را هم برای حضرت خلبان میکُشیم که مصدّع اوقات شریفش نشوند.
بعدش سراغ روسها که میروی، میبینی خلبان را عمودی میکنند توی کاکپیت (حتماً یادتان مانده چه جهنم درّهای بود) و پس از مأموریت، افقی میکِشندش بیرون! از بس که آن بالا بهش سخت میگذرد. وقتی به طراحانش میگویی آهای وحشیها! چرا اینطور میکنید؟ میگویند به تو چه! بعد بهشان میگویی سلام بر کشور دوست و برادر روسیه! لطفاً بیایید یک کمی ما را بچاپید (از مصدر چاپیدن به معنای همان کاری که پرتغالیها در سال ۱۴۱۹ با سواحل غربی آفریقا کردند) لبخند میزنند و جواب میدهند که ما معتقدیم به اینکه خلبان باید در هنگام مأموریت پدرش دربیاید. نباید پشتش باد بخورد. آن بالا باید اِنقدر مشغول باشد که نتواند به چیز دیگری فکر کند. باید صد در صد حواسش را بدهد به کارش و روی مأموریتش تمرکز کند.
در واقع روسها و آمریکاییها از دو راه متضاد دارند میرسند به یک هدف واحد: "باید روی مأموریتش تمرکز کند."
این را گفتم که بگویم من اگر جای آنها بودم اصلاً از این اعتقادات پیروی نمیکردم. یک جهنم درّه (همان کاکپیت) در حد متوسط برای خلبان طراحی میکردم و بعدش میرفتم دنبال کارهای تربیتی روی نسل بعدی که از دلشان خلبانهای باعقیده و مؤمن دربیاید. یک خلبان وقتی سر منشأ عقایدش قلبش باشد، کاکپیت راحت و ناراحت برایش فرقی نمیکند. در هر حالت روی مأموریتش تمرکز میکند. از قبلترش هم روی مأموریتش تمرکز میکند. از همان دوران مدرسه برای خدا میخواند. کنکور را برای خدا میدهد. دانشگاه را هم برای خدا میآید. برخلاف خیلی از دانشجویان امروز که برای نمره درس میخوانند و میخوانیم. یا اصلاً درس نمیخوانند؛ در خوابگاه چپ و راست فیلم میبینند. سیگار میکشند. بیرون خوابگاه دوردور میکنند. حرفهای روشنفکری میزنند. و خیلی جِنتِلمَنانه (!) دیگران را هم دعوت میکنند به همین کارها. بعد هم همه با هم دستهجمعی به نظام و مملکت فحش میدهند.

پ.ن: علوم انسانی باید اسلامی شود؛ ریاضیات و مهندسی هم...

+ حالا که جایشان نیستم!!!

نافلسفانه 007...

ما را در سایت نافلسفانه 007 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:59

صفحه بندی