بسم الله
یارقیب
این که هر روز خستگی را بیشتر حس میکنیم، خودش هزار و یک حرف نگفته از عافیتطلبیمان دارد. اینکه لحظهها را میشماریم تا به بعد برسیم، خودش هزار و یک درد نگفته از ناشکریهایمان دارد. اینکه سالهاست یادمان رفته در "حال" زندگی کنیم و از "حال" لذت ببریم، خودش هزار راه نرفته است و هزار هزار هزار راه کجرفته. یک روز تمام "بعداً"هایی که امروز انتظارشان را میکشیم، تبدیل به "الان" میشوند.
کفر متحرک من دارد به سرعت به اسلام راکدم می رسد. بوی تعفنی از ایمانم مشامم را می آزارد. شنا کردن را فراموش کرده ام. باید دست و پا بزنم!
+ بهار دارد نفسهای آخرش را کنار نفسهای عمیق من میکشد. بهار، چشم انتظار است؛ چشمبراه...
++ التماس کردن از نوع دعایش به آدم ها را دوست دارم. التماس دعا لطفا.../
ما را در سایت نافلسفانه 007 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97