بسم الله
پیامِ سامان حکایت از آن دارد که جلسهی دفاع من سهشنبهی همین هفته، ساعت ده و ربع صبح در کلاس ۳۱۲۰ دانشکدهی مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت است. علم و صنعت اساساً دانشکدهی هوافضا ندارد. با این حال من از علم و صنعت خاطرات خوب دارم. مثل شهید بهشتی که حالخوبکن است. مثل شریف که خاطرهسازیاش تازه کم کم دارد شروع میشود. برخلاف امیرکبیر و مرحومِ مغفور جنتمکان، استاد سیدمصطفی میرسلیم عزیز؛ کاندیدای دوازدهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری. و الحمدلله که متروی تربیتمدرس هم راه افتاد. حالا حتی اگر یک روز خدای نکرده قرار شد تربیتمدرس هم دفاع کنیم، باکی نیست! الان نمیخواهم خاطرهی معروفم از سر در اصلی دانشگاه تهران را بگویم و نمیگویم. خواجه نصیر هم که کمی دور است. در این میان ناگفته نماند که سلیقهی علیرضای زنذلیل، دانشگاه خوارزمی است:))) و البته ما اینها را به این اسمها صدا نمیکنیم. مثلاً ناخودآگاه در محاوراتمان میگوییم یوتی، ای یوتی، آی یو اس تی، کی ان تی یو و الی آخر!
اسم مبارک یکی از داوران هم زیاد از حد آشناست. همان داوری که در مقابل اسم من است. یعنی همان که داورِ ممتحن من شده است و ده نمره از مرا در اختیار دارد.
لِیدیز اند جنتلمن!
ایتس یو!
اَند...
ایتس داکتر صفی .... زاده :)))
آنچه از سابقهی دکتر صفیزاده در خاطرم هست، یک آدم بانمکِ رقیقالقلبِ بسیار بروکراتیک که تحت هیچ شرایطی قانون را دور نمیزد. داشتههای هوایی مملکت را مسخره میکند. کانادا درس خوانده. دانشیار است. ضمناً قبلترها که جوانتر از الان بودم هم یک بار یک درسی با او داشتم که به خیر گذشت. بر خلاف بقیه، دکتر از من خوشش میآمد. بر خلاف بقیه، من هم از او خوشم میآمد!
اما حالا تقدیر دوئل من و دکتر صفیزاده را رقم زده است. قطعاً دکتر صفیزاده ی علم و صنعتیِ کانادایی دارد چاقویش را تیز میکند تا سرِ مرا ببرد. این چهل درصد ماجراست. چهل درصد دیگرش دکتر محمدیِ امیرکبیری است که خب در سابقهشان تا به حال دو سه باری با بلدوزر از روی من رد شدهاند. بیست درصدش هم خانم صدر است. من خانم صدر را حقیقتاً دوست دارم؛ به چشم خواهری! به ندرت آدمِ کمعقدهای مثل او دیدهام. اما خانم صدر هم پایش بیفتد، آن بیست درصد را زهرمارمان میکند.
شاید باورتان نشود که داشتم فیزیو میخواندم برای اینکه بتوانم یک مفهومِ مشترک مکانیکی - الکترونیکی را با مثال تشریح کنم. آخرش هم طوری نوشتم که هیچ نیازی به فیزیو نداشت :))
«از نظر نویسنده، صنعت هوایی کشور به طور خاص با حجم زیادی از هواپیماهای مستعمل روبهرو است که عمر اسمی خود را گذراندهاند. هدف از پیشبینی عمر باقیمانده، در واقع تشخیص شرایط فعلی قطعه و تعیین میزان عمر باقیماندهی آن با در نظر گرفتن ایمنیهای مورد نظر است؛ به گونهای که اولاً روش پیشنهادی از نظر عملیاتی، مقدور و ممکن باشد و ثانیاً این روش به خودی خود سبب کاهش عمر قطعه نگردد. به عنوان مثال، میتوان با بررسی وضعیت سلامت یک انسان، این موضوع را باز کرد. مثلاً یک نفر برای چکاپ نزد پزشک میرود. پزشک پیشبینی میکند که فرد تا 2 الی 3 ماه دیگر مشکلی در کلیهاش به وجود خواهد آمد. این یک پیشبینی است. اما اگر پزشک با در نظر گرفتن سلامت کلی فرد پیشبینی کند که او برای 20 سال آینده زنده خواهد ماند، به این مسأله عمر مفید باقیماندهی فرد میگویند»
+ آآآ کن عمو گلوتو ببینه ... آفرین خوشگل خانوم! :)))

ما را در سایت نافلسفانه 007 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75