چرندیات 012

خرید بک لینک

بسم الله

ناخنِ کوچکِ انگشتِ بزرگِ پایِ سومِ سمتِ راستِ پشه (از طرف سرش پاشو بشمرین)،

تأثیرِ جنسِ بندِ کفشِ شناگران بر نانوذراتِ تشکیل دهنده یِ دندانِ آسیابِ دایناسورهایِ کهکشانِ راهِ شیری،

عللِ ذوب شدنِ تاریخِ غربِ یونان در مواجهه با روده ی راستِ سلسله جبالِ خلیجِ مکزیک،

سردرگمیِ ناپلئون در برخورد با شخصیتِ دوگانه ی اُسامه بن لادن با شرایط مرزی دو سر کِلَمپ،

تأثیرِ یاخته های عصبیِ نورون های اقیانوسِ اطلسِ مرکزی بر راندمانِ هودِ مَس،

سیاه اندود کردنِ تمساح های گیاهخوار با خیارشورهای بنفشِ قمرِ هفتمِ سیاره ی زحل،

عواملِ مؤثر بر اسپوندیلیت آنکیلوزانِ ناشی از تداخلِ امواجِ فرومغناطیسِ سنگ های آذرینِ جنبشِ ناتوری کارتا،

گسسته سازی طیفِ وُرتِکس وارده بر سرمنشأ آریتمیِ مولتی فرم با روش رِیلی ریتز،

طرازِ رتبه ی ناوبریِ جنگلبانانِ فنلادیِ حاضر در ایستگاه فضایی مشترک مریخی های مقیم سه راهی سلفچگان ـ بندر ترکمن،

مشتقِ دومِ پرفنازین در لحظه ی خراب کردنِ ری اَکتورهای هسته ای از روی نقطه ی پنالتی توسطِ تکواندوکار محبوب، میرسعیدِ احمدی نژاد با ته دیگِ اضافی،

حدیثِ معروفِ گاندی در اواخر قرنِ اتم از منظرِ تفکرِ لوگوس محور با در نظر گرفتنِ اثر کدون های تولیدِ ناخالصِ بشکه های صادراتیِ میعاناتِ گازیِ پارسِ جنوبی،

نقش فراماسونری در انقلاب کبیر اسکاندیناویِ سُفلی در برگزاری رفراندومِ لغو کاپیتولاسیونِ منعِ ورودِ اتباعِ ایرانیِ ممهمور به امضای همبرگرِ مک دونالد ترامپ،

ازدواج ناموفق دهلیزِ چپِ مادربزرگ مهدی کروبی، صاحب امتیاز گاهنامه بسیج دانشجویی دانشگاه مریلندسیتیِ قطبِ مثبتِ آهنربای فلوئوروسنس با تیبیالیسِ قدامیِ مادرِ ناصرالدین شاهِ افشارِ طالخونچه.

***

یک زمانی انیشتین سعی می کرد تمام روابط فیزیکی حاکم بر جهان هستی را در یک فرمول خلاصه کند و مثلاً اسمش را بگذارد قانون یونیوِرسال انیشتین. آن زمان من هنوز متولد نشده بودم که بیایم همه چیز را با هم قاطی (قاتی ـ غاطی ـ غاتی) کنم. این که من می توانم همه عبارات بالا را فی البداهه در کسری از ثانیه تولید کنم، می تواند ناشی از ضعف انیشتین در محاسبه نکردن نقش امثال من در ایجاد ارتباط بین پدیده های فیزیکی و غیرفیزیکی جهان هستی باشد. البته احتمال دیگرش این است که من در سال های اخیر عمرم خیلی زیاد از حد درس های متنوع پاس کرده ام و با افرادی که زیاد از حد درس های متنوع پاس کرده اند، زیاد از حد حشر و نشر داشته ام. یک احتمال دیگرش هم این است که بنده مشکوک به بیش فعالی مزمن هستم. البته جواد نظر دیگری دارد و نظر او حاوی ناسزاهای مثبت هیجده است که از سن عقلی من هم فراتر رفته و از بیان آن ها معذورم (گرچه معنی بعضی از آن ها را نفهمیدم و ناگزیرم از مراجعه به کتاب های ممنوعه ی عبید زاکانی). علیرضا در همین راستا در پاسخ به سؤال «خسته نمیشی چرندیات منو میخونی؟» پاسخ داد: «نه اونقدر :))) از خلاقیتت لذت میبرم :))))) »

این را امّا یادتان باشد که همیشه از جنبه ی مثبت ماجرا باید به آن نگاه کرد. مثلاً باید فرض کنید که من یک آدم خیلی باهوش با ذهن شناور هستم. یک چیزی توی مایه های همان تحلیل خلاقیت خیلی خفنی که علیرضا به صورت ناقص بیان کرد. به شدت به شما هشدار می دهم که اگر چیزی جز این فرض کنید، یا مثلاً تحلیل های مزخرف جواد را به کار ببرید، به عزت و جلال و جبروتم سوگند، قویاً شما را مورد غضب واقع خواهم کرد.

پ.ن:

عبارات درج شده در ابتدای متن، موضوعات پژوهشی ای بود که بنده ی حقیر به جناب استاد دکتر خطیب فرزانه، مهندس رائفی پور پیشنهاد دادم که پس از ثبت ملی اسلحه شگفت انگیزشان، و بعد از نگارش دایرۀالمعارفِ وزینِ فراماسونری، روی این موضوعات مهم جهان هستی، به طور خاص متمرکز شوند. ضمناً به جان شریف مادرم، عبارات مذکور در جمع اساتید دانشگاه، فرهیختگان، دانشجویان دکترا، غیره و ذلک بیان گردید. البته دیگر آبرویی برای ما در آن جمع نماند! :)))

+ لازم به ذکر است که جناب رائفی پور در مؤسسه ی مصاف، از اسلحه ی انفرادی سوپر مدرن خود با نام «ذوالفقار» رونمایی کردند و اظهار داشتند که عاشق مبارزه با صهیونیست ها هستند. قدمشان روی چشم. بفرمایند مبارزه! :|

نافلسفانه 007...

ما را در سایت نافلسفانه 007 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 4:03

صفحه بندی