نافلسفانه 007

متن مرتبط با «یا مرایتی» در سایت نافلسفانه 007 نوشته شده است

اتوماسیون بازاریابی و اجرای کمپینu200cها - CRM

  • نیلوبلاگ

    در گذشته نرم افزار CRM تنها برای ثبت اطلاعات مشتریان و به عنوان یک نرم افزار عملیاتی در واحد فروش استفاده میگردید. اما با اهمیت یافتن بحث همکاری بین تیمهای بازاریابی و فروش و افزوده شدن امکانات اتوماسیون بازاریابی به آن، کاربردهای این نرم افزار بسیار گستردهتر شده است. نرم افزار CRM نه تنها ا...

    ادامه مطلب
  • پیام رسانی خود را شخصی سازی کنید

  • نیلوبلاگ

    در دنیای امروز مصرف کنندگان ازهوش فناوری بالایی برخوردار هستند وانتظارات ویژه ای از فروشندگان دارند.xa0به همین دلیل است که تنها کلید ما برای موفقیت در وفادارکردن مشتریان تکنیک درگیرکردن افرادباکسب وکارهاست.xa0درگیر کردن افرادراههای زیادی دارد که در ذیل به برخی ازآنها اشاره هایی مستقیم و غیر مستقیم میکنیم.: ۰ – پیام رسانی خود را شخصی سازی کنید و درراستای خواسته های اطلاع رسانی کنید. در دنیای امروزارسال...

    ادامه مطلب
  • خیال روی تو در هر طریق همره ماست

  • نیلوبلاگ

    بسم الله یا قاهراً لا یُقهَر!نشسته بودم که نفسم گرفت. معادلات امروزم نامعادله شدهاند. رفتهرفته باید بپذیرم که دنیا در تسخیر نامعادلات است. ما دیگر نباید دغدغهی حل معادلات را داشته باشیم. میدانید؟ ریاضیدانها برای نامعادلهها شأن قائل نمیشوند و حلّ مستقل برای نامعادلات ارائه نمیکنند. دغدغهی ن...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 014

  • نیلوبلاگ

    بسماللهحضرت کارلوس کیروش (حفظهالله) یک بار در یکی از مصاحبههایشان فرموده بودند که هدف من در فوتبال ایران، این است که تحول ایجاد کنم. باید بین قبل و بعد از حضور من خیلی فرق باشد. هدف من ایجاد دو بازهی زمانی است: دورهی BC یعنی "بیفور کارلوس" و دورهی AC یعنی "افتر کارلوس". حقیقتاً هم همین اتفاق ...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 015

  • نیلوبلاگ

    بسماللهمن یک آدم ظالمام. خیلی خیلی ظالمام. اما وقتی ظالمام، خیلی مظلوم میشوم. خیلی خیلی مظلوم میشوم. من یک ظالمِ مظلومام. ما آدمها وقتی گناه میکنیم، ظالمِ مظلوم میشویم. خودمان ظالم میشویم؛ خودمان مظلوم میشویم. خودمان به خودمان ظلم میکنیم؛ خودمان از خودمان ظلم میکِشیم. یک وقتهایی باید...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 1-016

  • نیلوبلاگ

    هو الکریماین "هو ال..." نوشتنها را از علومپزشکیها یاد گرفتم. به جای "به نام خدا" و "بسم الله" و این قبیل آغازها، با "هو الفلان" شروع میکردند. لااقل سمت ما که اینطور بود. حالا اینکه فلانش چه باشد، گاهی غفور بود؛ گاهی قدیر بود و گاهی هم شافی. اما خب من اساساً یک آدم کلاسیکم که از قواعد و قالبه...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 2-016

  • نیلوبلاگ

    بسم اللهقبل از اینکه این پست را بخوانید، همین الان بروید پیشانیتان را بر خاک کربلا بسایید؛ چراکه خواندن وبلاگ من مثل خواندن درس ارتعاشات مکانیکی نیست که پیشنیازش دینامیک و ریاضی پیشرفته باشد. مثل خواندن تکنیک پالس نیست که پیشنیازش الکترونیکِ یک و دو باشد. مثل خواندن پاتولوژی نیست که پیشنیازش خ...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 013

  • نیلوبلاگ

    بسمالله بچهها رفته بودند ناهار. من ناهار نداشتم ولی. تهِ کلاس نشسته بودم. نمیشود اسمش را نشستن گذاشت؛ بلکه لَش کرده بودم. تیم حفاظتش عوض شده بود. هنوز بلد نبودند چی به چی است. یکی از محافظین نیم ساعت قبل کلاس آمد. دید من لَش کردهام. در این مواقع عمراً اگر هر کس غیر پدر و مادر و معلمم بیاید، به ...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 012

  • نیلوبلاگ

    بسم الله ناخنِ کوچکِ انگشتِ بزرگِ پایِ سومِ سمتِ راستِ پشه (از طرف سرش پاشو بشمرین)،xa0 تأثیرِ جنسِ بندِ کفشِ شناگران بر نانوذراتِ تشکیل دهنده یِ دندانِ آسیابِ دایناسورهایِ کهکشانِ راهِ شیری، عللِ ذوب شدنِ تاریخِ غربِ یونان در مواجهه با روده ی راستِ سلسله جبالِ خلیجِ مکزیک،xa0 سردرگمیِ ناپلئون در برخور...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 010

  • نیلوبلاگ

    بسم الله پیامِ سامان حکایت از آن دارد که جلسهی دفاع من سهشنبهی همین هفته، ساعت ده و ربع صبح در کلاس ۳۱۲۰ دانشکدهی مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت است. علم و صنعت اساساً دانشکدهی هوافضا ندارد. با این حال من از علم و صنعت خاطرات خوب دارم. مثل شهید بهشتی که حالخوبکن است. مثل شریف که خاطرهسازی...

    ادامه مطلب
  • چه دلی داشت خدایا! که به دریا زد و رفت...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله یا حافظاً لا ینسی xa0 در سال 1983 میلادی در یک تمرین هوایی، برخوردی در آسمان بین جنگنده اف پانزده و جنگنده ای چهار نیروی هوایی رژیم صهیونیستی انجام شد که ای چهار سقوط کرد و خلبانانش ترجیح دادند ایجکت کنند. اما اف پانزده با یک بال لندیگ کرد! با یک بال بر زمین نشست! یعنی تصور کنید که یک هواپیم...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 011

  • نیلوبلاگ

    بسم الله بچه ها یک کمپین راه انداخته اند که "برای ایران می مانیم، اگر حداقل معیشت را برایمان فراهم کنید." بچه های دکتری کمپین راه انداخته اند. بچه های دکترای روزانه. یعنی بچه هایی که یک زنی، شوهری، بچه ای، غیرت ملی ای، دغدغه ای، کوفتی، زهرماری، چیزی داشته اند که مانده اند همین جا دکترایشان را بگیر...

    ادامه مطلب
  • هیهات از این خیال محالت که در سر است...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله الرحمن الرحیم به: استادِ شهیدم، دکتر مصطفی چمران سلام؛ حال ما خوب است! چه قدر با خودم کلنجار رفتم که چگونه آغاز کنم. آخرش هم نوشتم: «سلام» اولش شاید اینگونه باید شروع میشد که شرم بر منی که خودم را به شما منتسب میکنم. شرم بر منی که شما را استاد خودم میدانم، بیآنکه بدانم شما برگهی شا...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 008

  • نیلوبلاگ

    بسم اللهاین یک پستِ کاملاً در مورد من است. سو، ایف یو وانت تو گو، همین الان بیدرنگ گو!من از چه تشکیل شدهام؟ من از یک کلهی ریجید تشکیل شدهام که جریانِ فلویدِ درونش مدام رو به انزال میرود و تنزیل میشود!واو... چه ادبیات علمی خفنی در دستگاه کروی برای گردوی گِردِ چسبیده به تنم به کار بردم! تازه هنوز از محتوایش حرفی نزدم. از خمیر کِرِمرنگی که اسمش را گذاشتهاند مغز و نه گچ! که وقتی به انزال کامل میرسد مثل ماستِ زدهشده از توی دماغم میزند بیرون؛ اند اَفتِر دَت، آیم اِ دِث!چه شده است؟ هیچ!سرم ...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 006

  • نیلوبلاگ

    بسم الله سر ظهر است؛ از همان موقعهایی که رادیو میگوید: "ساعت ۱۴؛ اینجا تهران؛ صدای جمهوری اسلامی ایران" و من آمدهام وسط به اصطلاح سیاسیترین دانشگاه ایران؛ امیرکبیر! اینجا روحانی پیشتاز است. مبارکش باشد. حال میرسلیم هم خوب است. دانشجوهای ارشد ...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 007

  • نیلوبلاگ

    بسم الله داخل بیآرتی یکهو یکجوری شدم و خوابم گرفت! خوابی که مرا داخل بیآرتی گرفت، خارج از بیآرتی مرا نگرفت! غرض آنکه با این وضعیتِ خوابآلودهناکِ داخلِ بیآرتی اذعان میکنم که تحلیل این حقیر آن است که وقت تبلیغ تا چند ساعت دیگر تمام میشود؛ ل...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 004-1

  • نیلوبلاگ

    بسم الله در دو روز اخیر نتوانسته بودم بخوابم که این خیلی است. پنج ساعت گذشته را بدون ذره ای کنترل روی ذرات بدنم بیهوش شدم که این هم خیلی است. آخرین چیزهایی که قبل از بیهوش شدن یادم می آید این هاست: بنر تبلیغ کنسرت پالت. کشکک زانوی لطفی پور از جا درآمد. دو تا سی صد و سی روی باند آماده ی تیک آف در مانیتور. یک قطار باری از ریل خارج شد. از فرط خستگی به مأمور گشت پلیس در ناکجاآباد التماس کردم که لطفا ...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 004-2

  • نیلوبلاگ

    بسم الله کم پیش می آید که یکی مانده به آخرین روزِ آخرین هفته ی اولین ماه سال مصادف شود با آخرین روز از اولین ماه همان سال! خبرِ جالبانگیزناک این است که هوای دو نفره ی دیروز پل سیدخندان مرا بر آن داشت که ناگهان رخت بربندم و برای سه روز ناقابل راهی اصفهان شوم؛ قربۀً الی الله... و جالبانگیزناکتر این است که به محض این که حمام خالی و کمی وقت خالی برای استحمام گیر آوردم، لخت شدم تا جای سوراخ تیر حر...

    ادامه مطلب
  • چرندیات 005

  • نیلوبلاگ

    بسم الله درست است که من کاندیدای ریاست جمهوری نیستم؛ اما همه تان انقدر طرفدار من هستید که قسم بخورید "نامحرمانه ها" یک وبلاگ خیلی خفن حقوق بشری است که آزادی بیان در آن موج می زند. بعد بروید یک عوق بزنید و برگردید و ادامه بدهید که نامحرمانه ها حتی به برابری حقوق حیوانات هم اهمیت می دهد. مثلا بین فیل و چسفیل با بز و خربزه حتی در قلبش هم اختلافی قائل نمی شود. مار و بیمار را به یک چشم می بیند و آن قد...

    ادامه مطلب
  • برنیاید زِ کُشتگان آواز!

  • نیلوبلاگ

    گفت:xa0 پیلی را آوردند بر سر چشمهای که آب خورَد. خود را در آب می دید و می رَمید. پیلبان میپنداشت که از دگران میرمد، نمیدانست که از خود میرمد. xa0 همه ی اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بی رحمی و ک...

    ادامه مطلب